سر به روی شانه های مهربانت ميگذارم
عقده دل ميگشايد گريه ی بی اختيارم
از غم نامردميها بغض ها در سينه دارم
شانه هايت را برای گريه کردن دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم
خالی از خودخواهی من بر تر از آلايش تن
من تورا بالا تر از تن برتر از من دوست دارم
عشق صد ها چهره دارد
چشم تو آيينه در عشق
عشق را در چهره آيينه ديدن دوست دارم
در خموشی چشم ما در قصه هاو گفتگو هاست
من تو را در جذبه مهراب ديدن دوست دارم
در هوای ديدنش يه عمر در چله نشستم
چله را در مقدم عشقم شکستن دوست دارم
به نام او که موسيقی کيهانی را عاشقانه می نوازد

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ياور هميشه مؤمن
تو روزاي خود شكستن
اي چراغ مهربوني
تو شباي وحشت من
اي تبلور حقيقت
توي لحظه هاي ترديد
تو منو از شب گرفتي
تو منو دادي به خورشيد
اگه باشي يا نباشي
براي من تكيه گاهي
براي من كه غريبم
تو رفيقي جون پناهي
ناجي عاطفه ي من
شعرم از تو جون گرفته
رگ خشك بودن من
از تن تو خون گرفته
اگه مديون تو باشم
اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره
كه منو دادي نشونم
وقتي شب ، شب سفر بود
توي كوچه هاي وحشت
وقت هر سايه كسي بود
واسه بردنم به ظلمت
وقتي هر ثانيه ي شب
تپش هراس من بود
وقتي زخم خنجر دوست
بهترين لباس من بود
تو با دست مهربوني
به تنم مرهم كشيدي
برام از روشني گفتي
پرده ي شبو دريدي
ياور هميشه مؤمن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور كه دوري
براي من شده عادت
اي طلوع اولين دوست
اي رفيق آخر من
به سلامت ، سفرت خوش
اي يگانه ياور من
مقصدت هر جا كه باشه
هر جاي دنيا كه باشي
اونور مرز شقايق
پشت لحظه ها كه باشي
خاطرت باشه كه قلبت
سپر بلاي من بود
تنها دست تو رفيق
دست بي رياي من بود
اقبال عزززززززززززززززززززززززيزززززززززززززززم











فرياد زدم اين تنهای دل به تو بستم
تو شدی تنها بهانه من دراين شبهای تار
آمدی به سرزمين عشقم گفتم خوش آمدی اي يار
رويايت ديدنی بود در آن لحظه ديدار
احساس کردم تو را در وجودم گفتم دوستت دارم ا ي يار
|
بعد از اون شب هر شب سرت رو بلند مي كني و اون ستاره رو اونقدر تماشا
اما يك شب كه سرت رو رو به آسمون بلند ميكني ديگه هيچ اثري از
بعد از اون شب تا مدتها ديگه سرت رو رو به آسمون بلند نمي كني.
دنياي پيرامونت هنوز وجود داره.پس دليلي نداره كه نخواي به اون ميليونها ميليون
بعد از اون تصميم هر شب مي ري و يكي از اون ستا ره هاي خيلي
اما ديگه مثل دفعه قبل نا اميد نمي شي و باز مي ري سراغ
همشون مي رن تا اينكه نوبت مي رسه به آخرين ستاره ي
اما آخرين ستاره هرگز از بين نمي ره...چون تو با نهايت وجود دوستش داري.

تنگنایی تنگستان زندگی به وسعت دید توبستگی دارد
و وسعت افق به دوست داشتن تو
كاش ميشد مهر را تقسيم كرد
لحظه ی ديدار را ترسيم كرد
كاش ميشد مثل هر زخم دگر
قلب زخمی گشته را ترميم كرد
كاش ميشد پاره های عشق را
دفتری كرد و به تو تقديم كرد
بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد
مثل يك بيت ته قافيه ها خواهم مرد
تو كه رفتي همه ي ثانيه ها سايه شدند
سايه در سايه ي آن ثانيه ها خواهم مرد
رنگ رويا به تن پنجره ها پاشيدي
در نهان شبح پنجره ها خواهم مرد
شعله ها بي تو ز بي رنگي دريا گفتند
موج در موج در اين خاطره ها خواهم مرد
برگها كشته ي دستان خزاني بيرحم
چون مترسك به سر مزرعه ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوري چشمت لیلا
بي تو يك شب به تن فاصله ها خواهم مرد
گفتی بمون با من بمون گفتم میمونم !
گفتی با دل تنگی بخون
گفتم میخونــــــــم!

گفتم که مست و عاشقم دیوونه تو
هر شب خرابم گوشه می خونه تو
گفتی ببندم عهدو با یاد تو بستم
تاج غرورم رو زیر پات شکستم
گفتی که باید عاشق و دیوونه باشم
چون ساقی هر شب می کش می خونه باشم
گفتی که باید خاطرم شرط تو باشه
راه خیال خسته ام خط تو باشه!
گفتی که بر یاس تنت پیرهن بدوزم
چون شاپرک باشم که از عطرت بسوزم !!!
گفتی که دستمو بگیر گفتم میگیرم
گفتی که از عشقم بمیر گفتم میمیرم!!!
گفتم و گریه کردمو پای تو ساختم
این دل سر به راهو آسون به تو باختم
گفتی بمون با من بمون گفتم میمونم
گفتی با دل تنگی بخون
گفتم میخونم!
![]()
![]()
![]()
![]()
عاشقان واقعي هيچگاه نگاه
خود را به يکديگر نمي دوزند
بلکه با هم به يک جا
مي نگرند
کنار آشنايی تو آشيانه می کنم![]()
فضای آشيانه را پر از ترانه می کنم ![]()
کسی سوال می کند به خاطر چه زنده ای؟![]()
و من برای زندگی تو را بهانه می کنم![]()
... به عزيز ترين موجود زندگيم که تنها بهانه زندگی است![]()




يک نفر...![]()
يک جايی...![]()
تمام روياهايش لبخند توست![]()
و زمانی که به تو فکر می کنه![]()
احساس می کنه که زندگی واقعا با ارزشه![]()
پس هرگاه احساس تنهايی کردی![]()
اين حقيقت رو به خاطر داشته باش![]()
يک نفر...![]()
يک جايی...![]()
در حال فکر کردن به توست![]()
![]()
ليلا![]()
شب آمد, غصه هم با او,ولی من باز تنهايم![]()
تو رفتی,خنده هم رفته, گل خوشخند زيبايم
جوابم را ندادی تا بدانم دوستم داری
بدون تو همه در بند افسوس و دريغايم
دلم را با خودت بردی, ولی هرگز ندانستی
که من بی بودن تو, بی سرو بی دست و بی پايم
سحر گاه وداع تو , دعا کردم که بر گردی
شب آمد, غصه هم با او,ولی من باز تنهايم![]()
می رسد روزی که بی من روزها را سر ميکنی![]()
قصه های کهنه ام را موبه مو از بر ميکنی
کاش ای تنها اميد زندگی
ميتوانستم فراموشت کنم
يا شبی در آتش سوزان دل
در نهيب سينه خاموشت کنم
کاش احساس نياز ديدنت
حالا که رفتنی هستی چرا باز هم نمیخونی
بگو غیر از دل عاش چی بدم که باشی لایق
توی این دو روز دنیا بشی با دلم تو صادق
برم قربون خوبیهات یگی هر جا میام باهات
تویی عاشق ترین و من شدم دیوونه حرفات
بگیر این قلب ناقابل نذار این دل بشه غافل
قبولش کن که جز این دل ندارم هدیه ای قابل
غروبا بی تو بدجوری دلم تنگه از این دوری
ندارن غنچه های ما برای گل شدن شوری
تموم غصه هاش یا من فقط تنها بیا با من
کسی که بی وفا میشه بگو حالا تویی یا من
عزیزم بسه تنهایی نمونده واسه ما جایی
فقط با من مدارا کن که خیلی سخته تنهایی
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد !
همه اندیشه ه ام اندیشیه فردا است ،
وجودم از تمنای تو سرشار است ،
زمان - در بستر شب - خواب وبیدار است ،
هوا آرام ، شب خاموش ، راه آسمانها باز ...
خیالم چون کبوترهای وحشی می کنند پرواز ...
رود آنجا که می بافند کولی هاب جادو ، گیسوی شب را ؛
همان جاها ، که شب ها در رواق کهکشان ها عود میسوزاند ؛
همان جاها ، که اخترها ، به بام قصرها ، مشعل می افروزند ؛
همان جاها ، که رهبانان معبدهای ظلمت نیل می سایند ؛
همان جاها ، که پشت پرده شب ،
دختر خورشید فردا را می آرایند ؛
همین فردای افسون ریز رویایی ،
همین فردا که راه خواب من بسته ست ،
همین فردا که روی پرده پندار من پیداست
همین فردا که ما را روز دیدار است !
همین فردا که ما را روز آغوش و نوازشهاست !
همین فردا ، همین فردا...
... من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد !
زمان ، در بستر شب ، خواب وبیدار است ،
سیاهی تار می بندد ،
چراغ ماه ، لرزان ، از نسیم سرد پاییز است ،
دل بی تاب و بی آرام من ، از شوق لبریز است ،
به هرسو ، چشم من رو می کند : فرداست !
سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند
قناریها سرود صبح می خوانند ...
... من آنجا ، چشم دراه توام ، ناگاه :
تو را ، از دور می بینم که می آیی ،
تو را از دور می بینم که می خندی ،
تو را از دور می بینم که می خندی و می آیی ،
... نگاهم باز حیران تو خواهد ماند ،
سراپا چشم خواهم شد .
تو را در بازوان خویش خواهم دید !
سر شک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد .
تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت :
برایت شعر خواهم خواند ،
برایم شعر خواهی خواند ،
تبسم های شیرین تو را ، با بوسه خواهم چید !
و گر بختم کند یاری ،
در آغوش تو ...
... ای افسوس !
سیاهی تار می بندد ،
چراغ ماه لرزان از نسیم سرد پاییز است ،
هوا آرام ، شب خاموش ، راه آسمانها باز
زمان - در بستر شب - خواب وبیدار است !


من جلوه هستي را در نيمه چشمهايت ديدم
تو را در خلوت شبهايم فرياد كردم
صبورانه سوختم و ساختم با مني با من بمان
تا سرود عشقم را با عشق بسازم ![]()
نتونستم قد رعناتو ببينم
آخه چشمي كه پر آب فرصت ديدين نداره
نتونستم گل سرخي واست از باغچه بچينم
آخه دستي كه بلرزه جرات چيدن نداره
چه شبهايي تو اطاقم واسه تو نامه نوشتم
جاي تو نامه رو خوندم آخر از نامه گذشتم
من وعشق تو و صدتا بهانه
من وعشق تو و دوري يارم
من وعشق تو و فكر وخيالم
من وعشق تو و لحظه ی ديدار
من وعشق تو و بوسيدن يار
من وعشق تو و گلاي گندم
من وعشق تو و حرفاي مردم
من وعشق تو و صداي قلبم
من وعشق تو و گريه و خندم
من وعشق تو و تك يادگارت
من وعشق تو و وهم وخيالت
من وعشق تو و شعراي عطار
من وعشق تو و قلب شكستم
من وعشق تو و صداي خستم
بيا بامن كه ديگه خيلي ديره
دلم بي تو ز دلتنگي ميميره
لیلا جان خیلی دوست دارم![]()
![]()
![]()
![]()
از تركه مي پرسن ميدوني چرا شمشير حضرت علي دوشاخه بوده ؟ ميگه واسه اينكه شبا بزنتش تو شارژ![]()
یکبار شخصی نخ اسکناس ده تومانی را میکشد، شورت مدرس می افتد، بسیجی ها شاکی میشوند میخواهند به شخص حمله کنند، شخص میگوید، به خدا اگر نزدیک بیایید نخ هزار تومنی رو میکشم ها!![]()
1 شاليكاری در قزوين
2 تشخيص هويت در رشت
3 آدم شناسی در اردبيل
نانواها : آر دي
قزويني : پيكان
زنداني : فراري
شلخته : چروكي چيف
دختراي خراب : ماكسيما
عرب : كيريسيدا
مجنون : ليلاند
ولكاي آبادان : كامارو
قماربازا : رنو
من تمام عشق خود را به یک نامه می نوسم
تا باده خوردم مست شوم راست شوم من
چون مست شوم نیست شوم هست شوم من
یک بار ز پی افتادم از دست شوم من
من مست و مستی من مستی می نیست
چون یاد جام تو کنم مست شوم من



|
بيا با افق مهرباني كنيم غم پونه را آسماني كنيم بيا توي نقاشي قلبمان رز عشق را ارغواني كنيم... | ||






![]()
![]()
![]()
![]()

سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگيره
بزار تا آروم دل بی تابت بگيره
بهم نگو از ما گذشته ديگه ديره
حتی من از شنيدنش گريم می گيره(گريم می گيره)
بزار رو سينم سرتو ، چشمهای خيسو تره تو
بزار تا سير نگات کنم ، بو بکشم پيرهن تو
بغل کن و بچسب بهم ، بکش دوباره دست بهم
جز تو کسی رو ندارم ، نزديکتر نفس بهم
سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگيره
بزار تا آروم دل بی تابت بگيره
بهم نگو از ما گذشته ديگه ديره
حتی من از شنيدنش گريم می گيره
وقتی چشات خوابش می ياد ، آدم غماش يادش می ياد
يه حالتی تو چشمات ، که عشق خودش با هاش می ياد
وقتی چشات خوابش می ياد ، آدم غماش يادش می ياد
يه حالتی تو چشمات ، که عشق خودش با هاش می ياد
سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگيره
بزار تا آروم دل بی تابت بگيره
بهم نگو از ما گذشته ديگه ديره
حتا من از شنيدنش گريم می گيره.
تقديم به ........
اگر اين پنجره ها باز شود
آسمان آبی
به درون می آيد
و من از هر ابری
تکه ای بر می دارم
پر قو، پر غاز، پر مرغ دريا
خانه ای خواهم زد
از سپيدی، پاکی
سقف آن مهتاب است
پنجره ها از نور
پرده ها از گل ياس
فرش از مهر، رنگ از شور
همه اسباب از عشق
و هوايی از تو...

كه 
عاشقانه ديگه با وجود تو عشقم و اقرار ميکنم قصه عاشقی دنيارو تکرار ميکنم دفتر عشق دلم با دل توست که وا شده واسه اين که دارم برگاشو خط دار ميکنم ديگه ما پرنده ايم غصه شبهارو نخور واسه توتموم غصه هارو انکار ميکنم توی سرمای زمستون به عبورت رسيدم با بهار بودنت سرمارو تب دار ميکنم تو سکوت واژه ها يه دنيا حرف تو چشماته واسه تو حرف دلم رو قاب ديوار ميکنم ديگه نامه هام تموم شد اما عاشقی که هست به خدا اگه بخوای نامه رو طومار ميکنم گفتی دير به دير برام نامه می دی ولی ديگه واسه دوست داشتن تو نسيمو چاپار ميکنم ما دوتا مسافريم غصه فردارو نخور اگه غصه هم باشه قلبمو جادار ميکنم
غزل زندگی با تو سرودم حالا تمام قافيه هاشو با تو تکرار میکنم
بهت نمي گم كه دوست دارم ، ولي قسم ميخورم كه دوست دارم
بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت ميدم ، چون همه چيزم تويي
نمي خوام كه خوابت رو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي
اگه يه روز چشمات پر اشك شد و دنبال يه شونه بودی تا گريه كني ، صدام كن ، قول ميدم اشك هاتو پاك كنم و منم با تو گريه كنم
اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشتي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول ميدم ساكت بمونم
اگه دنبال خرابي مي گشتي تا نفرت رو در اون دفن كني ، صدام كن ، قلبم تنها خرابه وجود توست
اگه يه روز صدات كردم كه بهت نياز دارم ، نگو كجايي ، فقط يه لحظه چشماتو ببند و بهم فكر كن ، عشق من
عاشقم من
عاشقی بی قرارم
کس ندارد،خبر از دل زارم
آرزویی جز تو در دل ندارم
من به لبخندی از تو خرسندم
مهر تو ای گل،آرزومندم
بر تو پابندم
از تو وفا خواهم،من ز خدا خواهم
تا به رهت بازم جان
تا به تو پیوستم
از همه بگسستم
بر تو فدا سازم جان
|
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات می کنه بدون براش مهمی اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میوفتی بر می گرده و با عجله می یاد سمتت بدون براش عزیزی اگه یکی رو دیدی وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه بدون واسش قشنگی اگه یکی رو دیدی وقتی داری گریه می کنی بر می گرده و میاد باهات اشک می ریزه بدون دوست داره اگه یکی رو دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه بدون عاشقته اگه یکی رو دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه بدون دیوونته اگه یکی رو دیدی که ازنبودنت داغون شده بدون براش همه چی بودی اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون بدونه تو می میره اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده بدون بدون تو مرده اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو مرده... مثل من
رفتيُ خاطره های تو نشسته تو خيالم |
از صمیم قلب دوستت دارم....![]()
هرگز تو را فراموش نخواهم کرد
حتی اگر مرا از یاد ببری
و هرگز از تو رنجور نخواهم شد
چرا که دوستت دارم
دیوانه وار عاشقت شدم...
چرا که مهربانی را در تو دیدم
با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی..
و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم.....
نه تو از عشق من دست می کشی
و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود..
سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است...
و اگر با مژگانت اشاره ای کنی....
فرسنگها...را خواهم پیمود....
چرا که شب عشق بسیار طولانی ست...
و قلبم در آرزوی تو می سوزد....
آنگاه که از برابر دیدگانم دور شوی.....
خورشید وجودم پنهان می گردد.....
ابر های غم و اندوه مرا در بر می گیرد....
و به دنیای غریبی می برند....
همیشه در قلبم حضور داری....
عشقت زندگیم را گلباران کرده است..
تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز در کنارت طی کرده ام
تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز در کنارت طی کرده ام
عقل پرسید: که دشوارتر از مردن چیست ؟
عشق فرمود : فراق از همه دشوارتر است
![]()
ديشب دلم گرفته بود...چشم هايم را بستم...تاريکی را ديدم...و در تاريکی تورا ديدم
هم چون مهتاب می درخشيدی
با تمام وجود...بی خيال از حرفهای مردم ...فرياد زدم
تو را من دوست می دارم![]()
![]()
![]()
اقبال عزيزم تو را من دوست مي دارم![]()
اقبال عزيزم
کاش تو آن درخت سبزی بودی که با گشودن پنجره و ديدن تو دلشاد می شدم...اما نه در پاييز و زمستان درختان سبز نيستند. پس شايد تو را از ياد ببرم.![]()
کاش تو آن آسمان آبی بودی که با ديدن تو به آرامش ميرسيدم...اما نه آسمان گاهی ابری و دلگير است.پس نمی خواهم تو را دلگير ببينم.![]()
کاش تو آن خورشيد بودی که با نور خود به روحم گرما و روشنايی می بخشيدی...اما نه کاش تو آن گل ياس سفيدی بودی که با بوييدنش لبخند بر لبانم می نشست...اما نه گل ياس روزی پرپر می شود و تنها عطرش باقی می ماند.![]()
پس بگذار آخرين آرزوهايم را برايت بگويم کاش تو همان اتاق فيروزه ای من بودی که هميشه در کنارت باشم و هميشه در تو محبوس باشم - آنگاه هرگز تو را فراموش نخواهم کرد و هميشه عطر گل ياس سفيد تو در اتاقم خواهد پيچيد
.
دوستت داررررررررررررررررررررم دوستت داررررررررررررررررررررررررم
|
تو رفتی |
|
تو رفتی و دو چشمانم به در ماند سکوت سرد سايه تا سحر ماند سکوتی تلخ و اندوه بار غمگين لبانم تا سحر بی همسفر ماند ز شادی های سبز با تو بودن برايم شاخه ای بی برگ و بر ماند تو رفتی و ندانستی که بی تو خيالت تا ا بد در قلب سر ماند به شوق تو همچو شبنم روی برگ در خت باغچه خانمان در روزی آرام در آرزوی ديدنت نشسته ام چشمان با طراوتم با اشک ها ی دلتنگی ام پاک و بر چهره زيبای تو دوخته ام پرنده زيبای من ای ترانه زندگی براستی با آن همه دلبستگی با کدامين تاب و توان دل از تو بر کنم
|



در جاده های انتظار منتظر كسی هستم
شايد بيايد
با آمدنش
پايان غمهايم ،
التيام دردهايم ،
روزهای خوش زندگيم فرا خواهد رسيد.
در لابلای اميد و ارزوهايم،
نام خوش زندگيم
فقط نام تو ميدرخشد.
فقط وفقط تو


ميگويمت دوستت دارم ، ميگوئی من هم!
ميگويمت ميخواهمت ، ميگوئی من هم!
نگاهت که ميکنم خالی ميشوم از دنيا...از خودم!
زمان گم ميشود در من...در ما...من هم!
لبهايت را که دارم چيزی نميخواهم
از خدا...چرا! راستی...خدايا چرا زمان هيچگاه نمی ايستد؟
روبرويم که نشستی ميبينمت اما نيستتم...ميشنومت اما نيستم...هستم اما نيستم!
چقدر يک نفر ميتواند از نبودنش شاد باشد؟؟؟

![]()
![]()
![]()
برای لیلای عزیز
| لیلای عزیزم هرچی بگم کم گفتم |
|
سلام دیگه چیزی نمونده همدیگرو ببینیم آخ خدا میگن اون مریض بوده چرا به من نگفتن چرا خدایا هرچه زوتر خوبش کن خیلی از کسانی که مییان اینجا میگن مرضیه کیه مرضیه دوست منه .من و اون خیلی از هم دوریم به دوری خوزستان و خراسان فقط خدا می دونه من چطور این سه ما رو تحمل کردم هم من وهم اون
وقتی کسی نیست که به دادت برسه ،پس داد نزن...سکوت کن...شاید از سکوتت همه بفهمن که چقدر درد و رنج توی وجودت انباشته شده. فریاد دردتو دوا نمیکنه...اما سکوت شاید نتونه دردتو از بین ببره...اما میتونه خیلی راحت تو رو از این دنیای مسخره نجات بده.
برای تو
|
عشق را دوست دارم نه در هوس![]()
تو را دوست دارم تا آخرين نفس
خدايا به هر آنگه دوست ميداري بياموز![]()
كه عشق از زندگي كردن برتر است
و به هر آنكه دوست تر ميداري بچشان
كه دوست داشتن از عشق برتر است
اقبال جان اينو بدون كه هم عاشقتم و هم از ته دل دوست دارممممممممممممممممممم
![]()
چقدرخوب وروشن است نمای چشمهای تو
نمی رسد ستاره ای به پای چشمهای تو
به ماه خيره می شوم فقط و گريه می کنم
دلم که تنگ می شود برای چشمهای تو
و هی مرور می کنم نگاه اول تو را
اگر نمی رسد به من صدای چشمهای تو
تو تا که پلک می زنی به سجده می رود دلم
به پيشگاه اعظم خدای چشمهای تو
شبی خراب می شود حصارهای فاصله
و آب می شود دلم به پای چشمهای تو ![]()
بیا وگرنه در اين انتظار خواهم مرد
در انتظار تو گل همچو خار خواهم مرد
ز دوريت نه فقط صد و يا هزاران بار
ز دوری رخ تو بيشمار خواهم مرد
تو گفته ای که بيايی بهار اما من
نرفته ام ز زمستان بهار خواهم مرد
کنار پنجره جای دو چشم منتظرم
کنار پنجره پر غبار خواهم مرد
از اين ديار به شهری غريب خواهم رفت
و در ديار دگر بی مزار خواهم مرد
جادوی موج چشمهايت
تو رفتی مثل باران و من
تکان دادم دستی برايت
تو يادت نيست آنجا اولش بود
که با هم دست داديم
همان لحظه سپردم هستی ام را
سلام اما کمی حالم خراب است
ببين حتی خطوط نامه ام پر اضطراب است
مپرس از حال و روزم ، خسته روح و بيقرارم
کويری دور و تنهايم که دستم دور از آب است
خودم را لابه لای عابران گم کرده ام باز
در اين شهری که هر کس چهره اش پشت نقاب است
به کی بفهمانم که دلتنگم برايت
در اينجا زندگی بی تو سراپايش عذاب است
کدامين جاده آخر سر به پايت ميگذارد
پس از عمری ، هنوز آيا سوالم بی جواب است؟
باز دگرگون شده حال دلم
تازه شده باز ملال دلم
باز دل و پرسش و سال شمار
آه از اين سال و شمار دلم
خسته ام از اين همه دلواپسی
اين همه اوهام و خيال دلم
آه کجايي که بگويي که کي
مي رسد اين روز وصال دلم
با تو تمناي دل عاشقم
بي تو محال است کمال دلم
با تو من آزاد و رهايم ولي
مي شکند بي تو دو بال دلم

تموم عشق عالم ،برای عشق ما دو تا

من
در آيينه چشمان تو آنچه را ديدم
عين عشق بود و اميد
تو مرا تا گستره ي بي پايان عشق
ميبردي وسيرابم مي كردي
برای ليلا
عزيزم(قلبم)
![]()









ليلا جان اين بهترين و زيباترين و بزرگترين هديه ای بود که در تمام
عمرم گرفتم .![]()
ليلا جان درسته که من و تو فقط دور ازهمديگه ايم
ولی اين رو بدون که من وتو تا آخرين ثانيه های عمرمون در کنار هم
هستيم.![]()
گلم اين رو بدون که تو در تمام لحظه های عمرم حتی وقتی که من در
اين دنيا نباشم بازم تو در قلبم، بزار بهتر بگم در وجودم خواهی ماند.![]()
نازنينم من بلد نيستم مثل تو قشنگ بنويسم اما می خوام تمام
احساسم رو نسبت به تو با اين یک بيت شعر بيان کنم:![]()
هرگزسربرندارم من ازاين خمارمستی
که هنوزمن نبودم که تودر دلم نشستی
ليلای بهترينم دوست دارم و نفسم به نفست بسته است
به اندازه تمام ثانيه های عمرم دوستت دارم
اقبال تو


چقدر ساده و زيباست آرميدن تو
و کودکانه به دنبال من دويدن تو![]()
عجيب نيست اگربرصليب عيسی هم![]()
دوباره زنده شود از دمی دميدن تو![]()
شراب من! کسی انگار گفت بنشينم ![]()
به انتظار چهل روز تا رسيدن تو![]()
برای من که به خوابی عميق محتاجم ![]()
شبيه آب ضروريست سر کشيدن تو![]()
گه بند ،بند تنم را به لرزه در آورد![]()
درست مثل نسيم سحر وزيدن تو
تو سيب وسوسه انگيز سرخ ممنوعی![]()
رسيده ای و رسيده است فصل چيدن تو ![]()
ليلا
نازنينم با تمام وجود
دوستت دارم![]()

عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن ، عشق همواره با
شک آلوده است و دوست داشتن سراپا يقين است و شک ناپذير .
از عشق هرچه بيشتر مينوشيم ، سيراب تر می شويم واز دوست
داشتن هرچه بيشتر ، تشنه تر.عشق غذا خوردن يک حريص گرسنه
است و دوست داشتن همزبانی در سرزمين بيگانه يافتن است .
- چرا گرفته دلت ، مثل آنکه تنهایی .
- چقدر هم تنها !
- خيال می کنم
دچار آن رگ پنهان رنگها هستی .
- دچار يعنی
عاشق
و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک ، دچار آبی دريای بيکران باشد .
- چه فکر نازک غمناکی !
- و غم تبسم پوشيده نگاه گياه است .
و غم اشاره محوی به رد وحدت اشياست
- خوشا به حال گياهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست .
آری آری زندگی زيباست
زندگی آتشگهی ديرنده پابرجاست
گربيفروزيش رقص شعله اش درهرکران پيداست
ورنه خاموش است وخاموشی گناه ماست
آنچه قلم می نويسد چون سراب است
آن چه عقل می پندارد چون حباب است![]()
آن چه قلب احساس می کند لايزال است![]()




ای آنکه بجز تو هوايی بسرم نيست
کسی در نظرم نيست
جز ياد عزيزت
کسی همسفرم نيست
مرا يار دگر نيست
عطر تو و احساس تو را کسی نفهميد
دلت از همه رنجيد
من مثل تو از دست همه رنج کشيدم
جز غصه نديدم
ای تو همدم
ای تو همدل
عاشقم من
عاشق تو
ای تو تنها خوب دنيا
با تو دارم گفتنی ها
ای وفادار، نازنين يار
ای نشسته بر دلت خار
عاشقم من
عاشق تو
با تو دارم گفتنی ها
دوباره شب 
دوباره سکوت
دوباره تنهايی
دوباره من و يک دنيا خاطره , دوباره تنها شده ام , دوباره دلم تنگ است , به اندازه غم يک گل پژمرده , به اندازه
سوز و تب يک دشت باران نخورده , به اندازه اندوه يک مرغ قفسی
دوباره صورتم نم اشک را حس کرد
دوباره باران را به انتظار نشسته ام
دوباره درد را به مدارا نشسته ام
دوباره دلشوره را به دل نهفته ام
دوباره می خواهم به سوی تو بيايم
دوباره دلم هوای تو را کرده
دوباره دلم هوات رو کرده....


اینجا ميان زنگ تکرار دقايق
من مانده ام با خاطرات ماندگار تو
از حال من چه بی خبر ماندی که چون ابر
هر روز می گريم به سوگ انتظار تو
در خواب ديدم آمدی ، چشم و دلم روشن
من هم نشستم ساعتی را در کنار تو
اکنون که بيدارم نشانی از تو ديگر نيست
جز دست خطی روبه رویم يادگار تو
روزی هزاران بار بوسيدم نشانت را
روزی هزاران با گشتم بی قرار تو
هر جا بخواهی می روم دستم به دامانت
هر چه بگويی می شوم من جان نثار تو جز ياد تو که همدم شبهای دلتنگی است
هر چيز می خواهی ببر در اختيار تو

دلم برای چشمات تنگ ميشه
وقتی که چشمامو می بندم و به عمق چشمای تو خيره ميشم ...
هنوزم منتظرم ...... ![]()
دلم برات تنگ شده جونم
می خوام ببينمت نمی تونم
بين ما ديوارهای سنگی
فاصله يک عمر می دونم
بغض ترانه رو شکستم
می خوام بگم عاشقت هستم
تو حين ناباوری يک روز
خالی گذاشتی هر دو دستم
تو بودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه من
تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهای بسته من
دلم خيلی برات تنگ شده .....![]()
خيلی دوستت دارم ليلای مهربونم




برای زنده بودن قشنگترين بهانست
دوست داشتن تو مثل عطر خوش بهاره
با تو نفس کشيدن پايان انتظاره


چراغهای آسمان دل را...تنها يک ستاره ماند .. از من نخواه تو تک ستاره
قلبم را بچينم ..تو که نمي خواهی خاموش شوم و در سياهی فرو روم ؟
زان لحظه كه ديده بر رخت واكردم
دل دادم و شعر عشق انشا كردم
ني ني غلطم كجا سرودم شعري
تو شعر سرودي و من امضا كردم
خوب يا بد تو مرا ساخته اي
تو مرا صيقلي كرده و پرداخته اي
من برای تو مينويسم
من برای تو مينويسم...
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...
برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست...
برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...
برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...
برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...
برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...
برای تويی كه وجودم بی ارزشم را محو وجود نازنين خود كردی...
برای تويی كه هر لحضه دوری ات برايم مثل يك قرن است....
برای تويی كه ســـكـــوتــــت سخت ترين شكنجه من است....
برای تويی كه قــــــــــــلــــــــــــــبـــــــــت پـــــــــــــاك است...
برای تويی كه در عشق، قـــــــــــلــــــبــــــــت چه بی باك است...
برای تويی كه عـــــــــــشـــــــــــــقــــــــــــــــت معنای بودنم بود...
برای تويی كه غـــــــــــــــمـــــــــــــــهـــــــایــت معنای سوختنم بود...

يه چشم هميشه بايد توش اشک باشه ، وگرنه ميسوزه
يه دل هميشه بايد توش غم باشه ، وگرنه می شکنه
يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسير ميشه
يه قناری بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت ميشه
يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه
يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد ميشه
يه ديوار بايد به يه تير تکيه کنه وگرنه ميريزه
يه دفتر نقاشی بايد خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقی نداره
يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سردرگمه
يه چشم اشک آلود ، يه دل غم آلود ، يه کبوتر عاشق ، يه قناری خوش آواز ، يه لب خندون ، يه
صورت شاد ، يه جاده با انتها ، يه دفتر نقاشی ، يه قلب پاک، يه ديوار استوار ، فقط يه جا معنی
داره ، جائی که چشمای اشک آلودت رو من پاک کنم ، دل غم آلودت رو من شاد کنم ، جفتکبوتر عاشقی مثل من باشی ، شنونده آواز قشنگت من باشم ، لبای کوچيکت رو من خندون کنم ،
نقاش دفتر خاطرات من باشم ، پاکی قلبت رو با سلامت عشقم معنی کنم ، و فقط از اينکه به من
تکيه می کنی احساس مسئوليتم بيشتر ميشه
اقبال عزيزم اين وبدون كه خيلي دوست دارم.






بگذار تا همگان بدانند
دوستت دارم
واهمه ای نيست مرا
خجلتی نيز نمی باشد.
بگذار تا کهکشان بدانند
دوستت دارم
و بدانند که نور آنها عاريتی ست٬
عاريه ای از سوختن بی انتهای دل من.
بگذاراقيانوس ها بدانند
دوستت دارم
و بدانند که آب شور حجمشان ،
ثمره ی اشک دلتنگی های من است.
بگذار آسمان بداند
دوستت دارم
و بداند که آبی آسمان رنگ عشق من است،
و اين گونه به رنگ عاريتی خويش مغرور نباشد
بگذار جويباران بدانند زمزمه ی شيرينشان ،
آواز همه روزه ی من است که می خوانم:

دوستت دارم 

بگذار جهانيان بدانند:
همه چيز از من و از عشق من سر چشمه ميگيرد.
آبی آسمان٬ وسعت دريا ها،زلال رودخانه ها
لطافت رنگين کمان،شکوه باران،آرزوی پرواز و شيرينی وصال
همه و همه.................
بگذار فرياد بر آورم:


اقبال جونم دوستت دارم،دوستت دارم،دوستت دارم.




-
ما آن قدر غربت زده ايم که وقت خداحافظی گريه ميکنيم؛ما هم مثل شاپرکها گاهی هوايی ميشويم و تصميم ميگيرم تا بی نهايت برويم؛ما آنقدر ساده ايم که همديگر را باور ميکنيم؛ما آن قدر بيگناهيم که لحظه های شيشه ای پنجره را تا آغوش طی ميکنيم؛انتهای کلاممان بذر روييدن ميکاريم و ما آن قدر باوفاييم که بلد نيستيم از هم جدا شويم...
دوستت دارم... با همه وجود...
تو برايم گرمايي گرمتر از صداقت داری

- و تو برايم عشقي
تو گرم و زيبا و فريبنده هستي
و تو شهد ماندگاري را
- در وجودت جاودانه داري
تو غروري
- غروري خالصانه تر از تواضع

و من امروز برايت دلتنگم
و من امروز برايت مشتاقم
و تو امروز برايم آرزو هستي
- دلتنگم
دلم براي ديدنت پر مي كشد
و نگاهم فقط تو را مي جويد
من امروز:
همه جا بوي تو را مي جويم
- و من امروز برايت دلتنگم

عاشقت: اقبال![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تقديم به تو ليلا جان که بهترينی
چي ميشد گر دل اشفته ي من به شهر چشماي تو عادت نميكرد
پرستوي نگاهت ناگهان از دل اشفته من هجرت نميكرد
چه ميشد اولين روزه جدايي برايم تا قيامت شب نميشد
وجود پاك و سرشار از اميدم گرفتار سكوت شب نميشد
چه ميشد ميتوانستم برايت غزل هاي بگويم عاشقانه
و يا در اخريم مصرع شعرم بگيرم از وجودت يك نشانه
چه ميشد زير باران نگاهت , گل نيلوفري را ديده بودم
و يا از باغ همسايه شبانه گل مريم برايت چيده بودم
چي ميشد زير سقف نيلي شب كنارم عاشقانه مينشستي
نميگفتي
مسافر هستي
امشب تو بغض خسته ام را ميشكستي
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم

|
شعر و يه عالمه عشق | |
|
گل مريم گل نيلوفر گل ياس گل شبنم گل اقاقيا گل سرخ گل نرگس يه سبد گل يه بغل عشق يه خونه پر از محبت سوزان و پر حرارت لبريز از تراوت سرشار از مودت نقشينه نگاهت شاد و خندان و بهاری ... تقديم به تو گل عشقم
|
|
عشق | |
تـو را دوسـت دارم
نمي توانم عهـد كنـم كه تغـيير نخـواهم كـرد نمي توانم عـهد كنـم كه خلقيات متفاوت نخـواهم داشت نمي توانم عـهد كنـم كه گاهي احساسات تو را جريحه دار نخـواهم كرد نمي توانم عـهد كنـم كه آشفته نخـواهم شـد نمي توانم عـهد كنـم كه هـمواره قـوي خـواهم بود نمي توانم عـهد كنـم كه قصـوري نخـواهم كرد اما … مي توانم عـهد كنـم كه هـمواره پشـتيبان تو خواهم بود مي توانم عـهد كنـم كه افكـار و احـساساتم را با تو سهيم خـواهم شد مي توانم عـهد كنـم كه تو را آزاد خـواهم گـذارد تا خودت باشـي مي توانم عـهد كنـم كه هـركاري بكنـي دركت خواهم كـرد مي توانم عـهد كنـم كه باتو كاملا صـادق خواهـم بود مي توانم عـهد كنـم كه با تو خواهـم گريسـت و خواهـم خنـديد مي توانم عـهد كنـم كه كمكت خواهـم كـرد به هـدف هايت برسي اما … بيش از هـمه مي توانم عـهد كنـم كه دوسـتت خـواهم داشـت .
|

عشق عشق می آفریند
عشق زندگی می بخشد
زندگی رنج به همراه دارد
رنج دلشوره می آفریند
دلشوره جرات می بخشد
جرات اعتماد به همراه دارد
اعتماد امید می افریند
امید زندگی می بخشد
زندگی عشق می آفریند
عشق عشق می آفریند



























من و اون عاشق همدیگه ایم















