تبليغاتX
ليلا و اقبال

                                                                                           

سر به روی شانه های مهربانت ميگذارم

عقده دل ميگشايد گريه ی بی اختيارم

از غم نامردميها بغض ها در سينه دارم

شانه هايت را برای گريه کردن دوست دارم

بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم

خالی از خودخواهی من بر تر از آلايش تن

من تورا بالا تر از تن برتر از من دوست دارم

عشق صد ها چهره دارد

چشم  تو آيينه در عشق

عشق را در چهره آيينه ديدن دوست دارم

در خموشی چشم ما در قصه هاو گفتگو هاست

من تو را در جذبه مهراب ديدن دوست دارم

در هوای ديدنش يه عمر در چله نشستم

چله را در مقدم عشقم شکستن دوست دارم

 به نام او که موسيقی کيهانی را عاشقانه می نوازد
 
رومنسيه
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
 
رومنسيه
اطره
يادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتيم
پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتی بر لب آن جوی نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد تو به من گفتی از اين عشق حذر کن
رومنسيه

لحظه ای چند بر اين آب نظر کن
آب آيينه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از اين شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به سنگ زدی من نرميدم نگسستم
بازگفتم که تو صيادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم
رومنسيه
اشکی از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگريخت
اشک در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد که دگر از تو جوابی نشنيدم
پای دردامن اندوه کشيدم
نگسستم نرميدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی ديگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
 

 

نوشته شده توسط  در ساعت 9:31 | لینک  | 

::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::

::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::::::::www.Gallery.Sare2008.com:::::

HydroForum® Group

ياور هميشه مؤمن

 اي به داد من رسيده
 
 تو روزاي خود شكستن 

 اي چراغ مهربوني

 تو شباي وحشت من

 اي تبلور حقيقت

توي لحظه هاي ترديد

 تو منو از شب گرفتي

 تو منو دادي به خورشيد

 اگه باشي يا نباشي

براي من تكيه گاهي

 براي من كه غريبم

تو رفيقي جون پناهي

 ناجي عاطفه ي من

 شعرم از تو جون گرفته

 رگ خشك بودن من

 از تن تو خون گرفته

 اگه مديون تو باشم

 اگه از تو باشه جونم

 قدر اون لحظه نداره

 كه منو دادي نشونم

 وقتي شب ، شب سفر بود

 توي كوچه هاي وحشت

وقت هر سايه كسي بود

 واسه بردنم به ظلمت

 وقتي هر ثانيه ي شب

 تپش هراس من بود

 وقتي زخم خنجر دوست

 بهترين لباس من بود

 تو با دست مهربوني

 به تنم مرهم كشيدي

 برام از روشني گفتي

 پرده ي شبو دريدي

 ياور هميشه مؤمن

 تو برو سفر سلامت

 غم من نخور كه دوري

 براي من شده عادت

 اي طلوع اولين دوست

 اي رفيق آخر من

 به سلامت ، سفرت خوش

 اي يگانه ياور من

 مقصدت هر جا كه باشه

هر جاي دنيا كه باشي

 اونور مرز شقايق

 پشت لحظه ها كه باشي

خاطرت باشه كه قلبت

سپر بلاي من بود

 تنها دست تو رفيق

 دست بي رياي من بود

اقبال عزززززززززززززززززززززززيزززززززززززززززم
نوشته شده توسط  در ساعت 9:2 | لینک  | 

Saathiya
نوشته شده توسط  در ساعت 8:46 | لینک  | 

 

animated lights

animated lights
اینم تازه یاد گرفتماینم تازه یاد گرفتم
 
 

فرياد زدم اين تنهای دل به تو بستم

تو شدی تنها بهانه من دراين شبهای تار

آمدی به سرزمين عشقم گفتم خوش آمدی اي يار

رويايت ديدنی بود در آن لحظه ديدار

احساس کردم تو را در وجودم گفتم دوستت دارم ا ي يار

نوشته شده توسط  در ساعت 10:17 | لینک  | 

 

توي يكي از اين هزار شب وقتي سرت رو بلند ميكني مي بيني بين ميليونها
 
ستاره يكي از اون ستاره هاي خيلي قشنگ و فروزان نظرت رو به به
 
 خودش جلب مي كنه.

بعد از اون شب هر شب سرت رو بلند مي كني و اون ستاره رو اونقدر تماشا
 
 مي كني تا بالاخره به خواب مي ري.

اما يك شب كه سرت رو رو به آسمون بلند ميكني ديگه هيچ اثري از
 
 اون ستاره نيست.
 
اون موقعي است كه تموم غماي دنيا
 
هري ميريزه تو دلت.

بعد از اون شب تا مدتها ديگه سرت رو رو به آسمون بلند نمي كني.
 
 تا بالاخره بعد از مدتها مي فهمي با رفتن اون ستاره باز هم زنده اي..
 
باز هم زندگي مي كني..نفس مي كشي و

دنياي پيرامونت هنوز وجود داره.پس دليلي نداره كه نخواي به اون ميليونها ميليون
 
 ستاره ديگه نگاه نكني.

بعد از اون تصميم هر شب مي ري و يكي از اون ستا ره هاي خيلي
 
قشنگ رو تماشا ميكني و باز هم يه شب مي ري و
 
 ميبيني اثري از اون ستاره نيست.

اما ديگه مثل دفعه قبل نا اميد نمي شي و باز مي ري سراغ
 
 يه ستاره زيباي ديگه.

همشون مي رن تا اينكه نوبت مي رسه به آخرين ستاره ي
 
 كه توي آسمون وجود داره.

اما آخرين ستاره هرگز از بين نمي ره...چون تو با نهايت وجود دوستش داري. 

 

نوشته شده توسط  در ساعت 10:43 | لینک  | 

تنگنایی تنگستان زندگی به وسعت دید توبستگی دارد

و وسعت افق به دوست داشتن تو

كاش ميشد مهر را تقسيم كرد

لحظه ی ديدار را ترسيم كرد

كاش ميشد مثل هر زخم دگر

قلب زخمی گشته را ترميم كرد

كاش ميشد پاره های عشق را

دفتری كرد و به تو تقديم كرد

 

بــــــی تــــــــــــــــــو

بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد

مثل يك بيت ته قافيه ها خواهم مرد

تو كه رفتي همه ي ثانيه ها سايه شدند

سايه در سايه ي آن ثانيه ها خواهم مرد

رنگ رويا به تن پنجره ها پاشيدي

در نهان شبح پنجره ها خواهم مرد

شعله ها بي تو ز بي رنگي دريا گفتند

موج در موج در اين خاطره ها خواهم مرد

برگها كشته ي دستان خزاني بيرحم

چون مترسك به سر مزرعه ها خواهم مرد

گم شدم در قدم دوري چشمت لیلا

بي تو يك شب به تن فاصله ها خواهم مرد

 

 

 

گفتی بمون با من بمون گفتم میمونم !
گفتی با دل تنگی بخون
گفتم میخونــــــــم!

 

 



گفتم که مست و عاشقم دیوونه تو
هر شب خرابم گوشه می خونه تو


گفتی ببندم عهدو با یاد تو بستم
تاج غرورم رو زیر پات شکستم


گفتی که باید عاشق و
دیوونه باشم
چون ساقی هر شب می کش می خونه باشم


گفتی که باید خاطرم شرط  تو باشه
راه خیال خسته ام خط تو باشه!


گفتی که بر یاس تنت پیرهن بدوزم
چون شاپرک باشم که از عطرت بسوزم !!!


گفتی که دستمو بگیر گفتم میگیرم
گفتی که از عشقم بمیر گفتم میمیرم!!!


گفتم و گریه کردمو پای تو ساختم
این دل سر به راهو آسون به تو باختم


گفتی بمون با من بمون گفتم میمونم
گفتی با دل تنگی بخون
گفتم میخونم!

 

لیلا جان بی نهایت دوستت داررررررررررررررررررررررررررررررررررررممممممممممممممممممم

نوشته شده توسط  در ساعت 11:23 | لینک  | 

به نام او که موسيقی کيهانی را عاشقانه می نوازد

  رومنسيه

 

عاشقان واقعي هيچگاه نگاه

 

 خود را به يکديگر نمي دوزند

 

بلکه با هم به يک جا

 

 مي نگرند

نوشته شده توسط  در ساعت 13:14 | لینک  | 

کنار آشنايی تو آشيانه می کنم

فضای آشيانه را پر از ترانه می کنم

کسی سوال می کند به خاطر چه زنده ای؟

و من برای زندگی تو را بهانه می کنم

... به عزيز ترين موجود زندگيم که تنها بهانه زندگی است

10390160gq.jpg5wmnhj7zh.jpg

 

نوشته شده توسط  در ساعت 8:39 | لینک  | 

شکسپير:
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
بهش نچسب، بزار بره
 
اگه برگشت كه ماله توئه
 
اگر برنگشت، سم كه داري، خودتو بکش!
 
 
 
خوشبين:
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
بهش نچسب، بزار بره
....
 
نگران نباش، حتماً بر مي گرده
 
 
شکاک:
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
بهش نچسب، بزار بره....
 
اگه برگشت، ازش بپرس چرا
 
 
 
ناشکيبا:
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
بهش نچسب، بزار بره...
 
اگه تو يه مدتي برنگشت، فراموشش کن
 
 
 
صبور:
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
بهش نچسب، بزار بره...
 
اگه برنگشت، اونقدر صبر کن تا برگرده
 
خوشگذران:
 
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
بهش نچسب، بزار بره...
 
وقتي برگشت، اگه هنوز عاشقش هستي،
 
دوباره ولش کن بره
 
دوباره....
 
 
فعال دفاع از حقوق حيوانات:
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
بهش نچسب، بزار بره...
 
درواقع همه موجودات زنده حق دارن که آزاد باشن
 
 
وکلا:
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
بهش نچسب، بزار بره...
 
بند 1-a از پاراگراف 13a-1 بند الحاقي دوم از
 
" قانون آزادي ازدواج" به طور صريح مي گويد که ... .
 
بيل گيتس:
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
بهش نچسب، بزار بره...
 
اگه برگشت، من فکر مي کنم که مي تونيم براي  نصب مجددش يه هزينه
 
هايي رو پرداخت کنيم
 
البته بهش بگو که بايد خودشو بهتر کنه
 
زيست شناس:
اگه عاشقه كسي شدي،
بهش نچسب، بزار بره...
حتما" متحول مي شه!
 
 
آمارشناسان:
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
بهش نچسب، بزار بره...
 
اگه اونم عاشق تو باشه، احتمال بازگشتش زياده،
 
اگر عاشق تو نباشه، به هر حال توزيع Weibull و رابطه شما غير محتمله!
 
 
 فروشنده:
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
بهش نچسب، بزار بره...
 
اگه برگشت، قرارداد ببند، اگه برنگشت، چه خوب، "بعدي!"
 
 
طرفداران آرنولد:
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
بهش نچسب، بزار بره...
 
"حتماً بر مي گرده" 
 
 
نماينده بيمه:
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
بهش برنامه رو نشون بده،
 
اگه برگشت، ثبت نامش کن،
 
اگه برنگشت،  پي گيرش شو و هيچ وقت بي خيال نشو
 
 
فيزيکدان:
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
بهش نچسب، بزار بره...
 
اگه برگشت، اين قانون جاذبه است
 
اگه برنگشت، يا مقدار اصطکاک بيشتر از نيروي جاذبه است، يا زاويه برخورد
 
بين دو جسم در زاويه مناسب تنظيم نشده
 
رياضيدان:
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
بهش نچسب، بزار بره...
 
اگه برگشت که 1+1 = 2 (خيلي ساده اس)
 
اگه بر نگشت،
 
Y=2X-log (0.46Y^2+(cos(52/34X))x 5Y^(- 0.5)c)
 
که c مقدار ثابت زمان بي نهايت بازگشته
 
 
مدل امروزي:
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
بهش نچسب، بزار بره...
 
اگه برگشت، كه مال توئه!
 
اگه برنگشت پيداش کن و بکشش!! يا به اداره مهاجرت خبر بده که اون
 
مهاجر غير قانونيه
 
If you love someone
 
WHY IN THE FIRST PLACE SET
 
HER FREE???
 
CARELESS IDIOT!!!
 
اگه عاشقه كسي شدي،
 
براي چي اصلاً ولش مي کني بره؟؟!! خنگه خدا!
 
 
نوشته شده توسط  در ساعت 8:46 | لینک  | 

اقبال عزيزم

 

يک نفر...


يک جايی...


تمام روياهايش لبخند توست


و زمانی که به تو فکر می کنه


احساس می کنه که زندگی واقعا با ارزشه


پس هرگاه احساس تنهايی کردی


اين حقيقت رو به خاطر داشته باش


يک نفر...


يک جايی...


در حال فکر کردن به توست

ليلا

 

نوشته شده توسط  در ساعت 10:30 | لینک  | 

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons                                                                              Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

گر بی تو شوم ز ميخانه بيرون
 
گر بی تو شوم سر به بيابون
 
 
                              با توام تو با من باش
 
                              تو گر هستی جان من هست پس باش
 
باش و بنگر که عاشقم
 
زعشقت ساقی در ميخانه ام
 
                              منی که من بی تو هيچم
 
                              تويی که دلی برده ز پيشم
 
گويم ز عشقت ﻗﺼيده
 
اين همه عشق ز تو بيده
 

 

 شب آمد, غصه هم با او,ولی من باز تنهايمUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

تو رفتی,خنده هم رفته, گل خوشخند زيبايم

 

جوابم را ندادی تا بدانم دوستم داری

 

بدون تو همه در بند افسوس و دريغايم

 

دلم را با خودت بردی, ولی هرگز ندانستی

 

که من بی بودن تو, بی سرو بی دست و بی پايم

 

سحر گاه وداع تو , دعا کردم که بر گردی

 

شب آمد, غصه هم با او,ولی من باز تنهايمUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

               Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

می رسد روزی که بی من روزها را سر ميکنیUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

قصه های کهنه ام را موبه مو از بر ميکنی

 

کاش ای تنها اميد زندگی

 

ميتوانستم فراموشت کنم

 

يا شبی در آتش سوزان دل

 

در نهيب سينه خاموشت کنم

 

کاش احساس نياز ديدنت

 

چون وجودت از وجودم دور بود Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

               Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

نوشته شده توسط  در ساعت 9:40 | لینک  | 

منو قابل نمیدونی یه کمی ایجا بمونی

حالا که رفتنی هستی چرا باز هم نمیخونی

بگو غیر از دل عاش چی بدم که باشی لایق

توی این دو روز دنیا بشی با دلم تو صادق

برم قربون خوبیهات یگی هر جا میام باهات

تویی عاشق ترین و من شدم دیوونه حرفات

بگیر این قلب ناقابل نذار این دل بشه غافل

قبولش کن که جز این دل ندارم هدیه ای قابل

غروبا بی تو بدجوری دلم تنگه از این دوری

ندارن غنچه های ما برای گل شدن شوری

تموم غصه هاش یا من فقط تنها بیا با من

کسی که بی وفا میشه بگو حالا تویی یا من

عزیزم بسه تنهایی نمونده واسه ما جایی

فقط با من مدارا کن که خیلی سخته تنهایی

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد !

همه اندیشه ه ام اندیشیه فردا است ،

وجودم از تمنای تو سرشار است ،

زمان - در بستر شب - خواب وبیدار است ،

هوا آرام ، شب خاموش ، راه آسمانها باز ...

خیالم چون کبوترهای وحشی می کنند پرواز ...

رود آنجا که می بافند کولی هاب جادو ، گیسوی شب را ؛

همان جاها ، که شب ها در رواق کهکشان ها عود میسوزاند ؛

همان جاها ، که اخترها ، به بام قصرها ، مشعل می افروزند ؛

همان جاها ، که رهبانان معبدهای ظلمت نیل می سایند ؛

همان جاها ، که پشت پرده شب ،

دختر خورشید فردا را می آرایند ؛

همین فردای افسون ریز رویایی ،

همین فردا که راه خواب من بسته ست ،

همین فردا که روی پرده پندار من پیداست

همین فردا که ما را روز دیدار است !

همین فردا که ما را روز آغوش و نوازشهاست !

همین فردا ، همین فردا...

... من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد !

زمان ، در بستر شب ، خواب وبیدار است ،

سیاهی تار می بندد ،

چراغ ماه ، لرزان ، از نسیم سرد پاییز است ،

دل بی تاب و بی آرام من ، از شوق لبریز است ،

به هرسو ، چشم من رو می کند : فرداست !

سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند

قناریها سرود صبح می خوانند ...

... من آنجا ، چشم دراه توام ، ناگاه :

تو را ، از دور می بینم که می آیی ،

تو را از دور می بینم که می خندی ،

تو را از دور می بینم که می خندی و می آیی ،

... نگاهم باز حیران تو خواهد ماند ،

سراپا چشم خواهم شد .

تو را در بازوان خویش خواهم دید !

سر شک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد .

تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت :

برایت شعر خواهم خواند ،

برایم شعر خواهی خواند ،

تبسم های شیرین تو را ، با بوسه خواهم چید !

و گر بختم کند یاری ،

در آغوش تو ...

... ای افسوس !

سیاهی تار می بندد ،

چراغ ماه لرزان از نسیم سرد پاییز است ،

هوا آرام ، شب خاموش ، راه آسمانها باز

زمان - در بستر شب - خواب وبیدار است !

 

 

 

من جلوه هستي را در نيمه چشمهايت ديدم

                                       تو را در خلوت شبهايم فرياد كردم

صبورانه سوختم و ساختم با مني با من بمان

                                       تا سرود عشقم را با عشق بسازم

نتونستم قد رعناتو ببينم

                      آخه چشمي كه پر آب فرصت ديدين نداره

نتونستم گل سرخي واست از باغچه بچينم

                      آخه دستي كه بلرزه جرات چيدن نداره

چه شبهايي تو اطاقم واسه تو نامه نوشتم

                      جاي تو نامه رو خوندم آخر از نامه گذشتم

 

 

من وعشق تو و ياس و ترانه          

  من وعشق تو و صدتا بهانه 

                            من وعشق تو و دوري يارم

                             من وعشق تو و فكر وخيالم

                                            من وعشق تو و لحظه ی ديدار

                                              من وعشق تو و بوسيدن يار

من وعشق تو و گلاي گندم

من وعشق تو و حرفاي مردم

                        من وعشق تو و صداي قلبم

                      من وعشق تو و گريه و خندم

                                               من وعشق تو و تك يادگارت

                                              من وعشق تو و وهم وخيالت

من وعشق تو وديباچه ي نور

من وعشق تو و دستاي پر زور

                       من وعشق تو و ريلاي قطار

                      من وعشق تو و شعراي عطار

                                               من وعشق تو و قلب شكستم

                                              من وعشق تو و صداي خستم

بيا بامن كه ديگه خيلي ديره

دلم بي تو ز دلتنگي ميميره

لیلا جان خیلی دوست دارم

Hosted by Tinypic.com

 

از تركه مي پرسن ميدوني چرا شمشير حضرت علي دوشاخه بوده ؟ ميگه واسه اينكه شبا بزنتش تو شارژیکبار شخصی نخ اسکناس ده تومانی را میکشد، شورت مدرس می افتد، بسیجی ها شاکی میشوند میخواهند به شخص حمله کنند، شخص میگوید، به خدا اگر نزدیک بیایید نخ هزار تومنی رو میکشم ها!

 

سه كار غير ممكن در ايران:
1
شاليكاری در قزوين
2
تشخيص هويت در رشت
3
آدم شناسی در اردبيل

 

 

كي چه ماشيني سوار ميشه :
نانواها : آر دي
قزويني : پيكان
زنداني : فراري
شلخته : چروكي چيف
دختراي خراب : ماكسيما
عرب : كيريسيدا
مجنون : ليلاند
ولكاي آبادان : كامارو
قماربازا : رنو

 

 

 عشق 

                          من تمام عشق خود را به یک نامه می نوسم

                      تا باده خوردم مست شوم راست شوم من

                 چون مست شوم نیست شوم هست شوم  من

                           یک بار ز پی افتادم از دست شوم من

                       من مست و مستی من مستی می نیست

                            چون یاد جام تو کنم مست شوم من 

Hosted by Tinypic.com

 

Hosted by Tinypic.com

 

اگه تو نباشی

 

دوستت دارم

                              

 بيا با افق مهرباني كنيم

                                 غم پونه را آسماني كنيم

 بيا توي نقاشي قلبمان

                                رز عشق را ارغواني كنيم...

نوشته شده توسط  در ساعت 12:3 | لینک  | 

         Violin_2.gif - (9K)

 

سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگيره

 بزار تا آروم دل بی تابت بگيره

بهم نگو از ما گذشته ديگه ديره

حتی من از شنيدنش گريم می گيره(گريم می گيره)

بزار رو سينم سرتو ، چشمهای خيسو تره تو

بزار تا سير نگات کنم ، بو بکشم پيرهن تو

بغل کن و بچسب بهم ، بکش دوباره دست بهم

جز تو کسی رو ندارم ، نزديکتر نفس بهم

سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگيره

 بزار تا آروم دل بی تابت بگيره

بهم نگو از ما گذشته ديگه ديره

حتی من از شنيدنش گريم می گيره

وقتی چشات خوابش می ياد ، آدم غماش يادش می ياد

يه حالتی تو چشمات ، که عشق خودش با هاش می ياد

 

وقتی چشات خوابش می ياد ، آدم غماش يادش می ياد

يه حالتی تو چشمات ، که عشق خودش با هاش می ياد

          

سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگيره

 بزار تا آروم دل بی تابت بگيره

بهم نگو از ما گذشته ديگه ديره

حتا من از شنيدنش گريم می گيره. 

تقديم  به ........

نوشته شده توسط  در ساعت 10:16 | لینک  | 

کسی گفت شرط دوست داشتن و عشق حفظ آن هست

راستی نهايت عشق را می توانی در چشمهای مضطربم بخوانی؟

 اگر می توانی پس تو هم مانند من عاشقی!!!

گفتم اضطراب؟  از کجا فهميدی  ؟از رنگ زرد رخسارم؟؟؟

 يادم نيست از که شنيدم اما خوب گفت که:

 عشق رنگ زرد خورشيد مهربان است....

راستی عشق را از رنگ پريده ام می خوانی؟؟؟   می خوانی مگر نه؟؟؟

   پس تو هم مانند من عاشقی.....Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

نازنينم قسم به لحظاتی که ياد تو دنيا را برايم بارانی می کند!!!!!!!

 آها!!!! راستی کجا می روم؟؟؟؟  عشق سوگند خوردن دارد؟.......

نه.........مگر نه؟؟؟

  ديدی پس تو هم عاشقی مانند من.......Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

مثل خيلی ها که کسی را دوست دارند و هرشب قصه ی وصال را زمزمه می کنند

ميدانی نازنينم .......می دانی مگر نه؟ ؟ ؟ بگويم؟ ؟ ؟ بازهم؟  

آخر عهد کرديم که راز دل با کس نگوييم ؟ ؟ ؟

پيمان شکنی بکنم؟ ؟ ؟  

 دوست داشتنت را فرياد بزنم؟ ؟ ؟ می خواهی؟ ؟ ؟

نه ؟ ؟ ؟ آخر چرا؟ ؟ ؟

آهان پس خودت می دانی ؟مگر نه؟؟؟

دوستی گفت: با دل شوريده ام آرام تر

آرام در گوش تو می خوانم !!!!فقط در گوش تو می خوانم  

 نازنينم با دل شوريده ام آرام تر !!!!!! Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

 

 

دختر تنهاي شب


اگر اين پنجره ها باز شود


آسمان آبی


به درون می آيد


و من از هر ابری


تکه ای بر می دارم

پر قو، پر غاز، پر مرغ دريا

خانه ای خواهم زد

از سپيدی، پاکی

سقف آن مهتاب است

پنجره ها از نور

پرده ها از گل ياس

فرش از مهر، رنگ از شور

همه اسباب از عشق

و هوايی از تو...

 

 

نوشته شده توسط  در ساعت 8:53 | لینک  | 

HeartbeatHeartbeatاقبال عزيزم قلب من فقط براي تو ميتپه دوستت دارمHeartbeatHeartbeat

 

اقبال جونم
 
يادم باشه كه يادت باشه كه يادم بياري كه
 
 يادت بدم كه ياد بگيري كه يادم بياري كه
 
هميشه به يادتم و يادت هيچوقت از يادم
 
نميره. اين رو يادت نره
 
 
ليلا

 

 

 
كاش الان آغوش گرمت سرپناه خستگيم بود  
 
دوتا چشمات پر ازاندوه واسه دل شكستگيم بود
 
آرزوم اينه كه دستام تو دستاي تو باشه
 
تنگي اين دل عاشق با نوازش تو واشه
 
واسه چي خدا نخواسته من تو آغوش تو باشم
 
قول مي دم با داشتن تو هيچ غمي نداشته باشم
 
همه هستي قلبم تو دو حرف خلاصه مي شه
 
عشق با تو ، بودن با تو
 
 دو نياز زندگيشه
 
پرم از ترانه تو، گرچه واژه ها حقيرن
 
خوبه وقتي نيستي پيشم اونا دستمو مي گيرن
 
راز عشق منو هيچ كس غير مهتاب نمي دونه
 
تنها شاهد واسه غصه، گريه و تنهاييم
 
 اونه واي اگر من اين نبودم كاش مي شد پرنده باشم
 
تا از اين دور بودن از تو بلكه رها شم
 
يه پرنده شم شبونه بكشم پر به خيالت
 
 برسم به لونه تو بگيرم سر زير بالت
 
زندگيم رنگ خدا بود اگه تنها تو را داشتم
 
اگه مي شد واسه گريه رو شونت سر مي گذاشتم
 
 
 
عشق +عشق+عشق 
 
 
 
 LOVE
 

 

 
 
 
 

عاشقانه

ديگه با وجود تو عشقم و اقرار ميکنم

قصه عاشقی دنيارو تکرار ميکنم

دفتر عشق دلم با دل توست که وا شده

واسه اين که دارم برگاشو خط دار ميکنم

ديگه ما پرنده ايم غصه شبهارو نخور

واسه توتموم غصه هارو انکار ميکنم

توی سرمای زمستون به عبورت رسيدم

با بهار بودنت سرمارو تب دار ميکنم

تو سکوت واژه ها يه  دنيا حرف تو چشماته

واسه تو حرف دلم رو قاب ديوار ميکنم

ديگه نامه هام تموم شد اما عاشقی که هست

به خدا اگه بخوای نامه رو طومار ميکنم

گفتی دير به دير برام نامه می دی ولی ديگه

واسه دوست داشتن تو نسيمو چاپار ميکنم

ما دوتا مسافريم غصه فردارو نخور

اگه غصه هم باشه قلبمو جادار ميکنم

                        غزل زندگی با تو سرودم حالا    تمام قافيه هاشو با تو تکرار میکنم

نوشته شده توسط  در ساعت 8:54 | لینک  | 

بهت نمي گم كه دوست دارم ، ولي قسم ميخورم كه دوست دارم

بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت ميدم ، چون همه چيزم تويي

نمي خوام كه خوابت رو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي

اگه يه روز چشمات پر اشك شد و دنبال يه شونه بودی تا گريه كني ، صدام كن ، قول ميدم اشك هاتو پاك كنم و منم با تو گريه كنم

اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشتي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول ميدم ساكت بمونم

اگه دنبال خرابي مي گشتي تا نفرت رو در اون دفن كني ، صدام كن ، قلبم تنها خرابه وجود توست

اگه يه روز صدات كردم كه بهت نياز دارم ، نگو كجايي ، فقط يه لحظه چشماتو ببند و بهم فكر كن ، عشق من    و    جونم

 

عاشقم من

عاشقی بی قرارم

کس ندارد،خبر از دل زارم

آرزویی جز تو در دل ندارم

من به لبخندی از تو خرسندم

مهر تو ای گل،آرزومندم

بر تو پابندم

از تو وفا خواهم،من ز خدا خواهم

تا به رهت بازم جان

تا به تو پیوستم

از همه بگسستم

بر تو فدا سازم جان

 

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات می کنه بدون براش مهمی

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میوفتی بر می گرده و با عجله می یاد سمتت بدون براش عزیزی

اگه یکی رو دیدی وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه بدون واسش قشنگی

اگه یکی رو دیدی وقتی داری گریه می کنی بر می گرده و میاد باهات اشک می ریزه بدون دوست داره

اگه یکی رو دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه بدون عاشقته

اگه یکی رو دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه بدون دیوونته

اگه یکی رو دیدی که ازنبودنت داغون شده بدون براش همه چی بودی

اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون بدونه تو می میره

اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده بدون بدون تو مرده

اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو مرده...

مثل من

 

رفتيُ خاطره های تو نشسته تو خيالم
بی تو من اسير دست آرزوهای محالم
ياد من نبودی اما، من به ياد تو شکستم
غير تو که دوری از من ، دل به هيچ کسی نبستم
ياد من باش تا بتونم، هميشه برات بخونم
بی تو وُ عطر تن تو، يه چراغ نيمه جونم

اگه باشی با نگاهت، ميشه از حادثه رد شد
ميشه تو آتيش عشقت، گُر گرفتنُ بلد شد
ميشه از چشم تو پرسيد، راه کهکشون ِ نورُ
ميشه با دست تو فهميد، معنی پل عبورُ
اگه دوری، اگه نيستی، نفس فرياد من باش
تا ابد، تا تهِ دنيا، تا هميشه ياد من باش

نوشته شده توسط  در ساعت 15:48 | لینک  | 

از صمیم قلب دوستت دارم....

هرگز تو را فراموش نخواهم کرد
حتی اگر مرا از یاد ببری
و هرگز از تو رنجور نخواهم شد

چرا که دوستت دارم
دیوانه وار عاشقت شدم...
چرا که مهربانی را در تو دیدم
با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی..
و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم.....
نه تو از عشق من دست می کشی
و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود..
سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است...
و اگر با مژگانت اشاره ای کنی....
فرسنگها...را خواهم پیمود....
چرا که شب عشق بسیار طولانی ست...
و قلبم در آرزوی تو می سوزد....
آنگاه که از برابر  دیدگانم دور شوی.....
خورشید وجودم پنهان می گردد.....
ابر های غم و اندوه مرا در بر می گیرد....
و به دنیای غریبی می برند....
همیشه در قلبم حضور داری....
عشقت زندگیم را گلباران کرده است..
تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز در کنارت طی کرده ام

تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز در کنارت طی کرده ام

 

 

عقل و عشق

عقل پرسید: که دشوارتر از مردن چیست ؟

عشق فرمود : فراق از همه دشوارتر است

نوشته شده توسط  در ساعت 15:42 | لینک  | 

ديشب دلم گرفته بود...چشم هايم را بستم...تاريکی را ديدم...و در تاريکی تورا ديدم

هم چون مهتاب می درخشيدی

با تمام وجود...بی خيال از حرفهای مردم ...فرياد زدم

تو را من دوست می دارم

اقبال عزيزم تو را من دوست مي دارم

نوشته شده توسط  در ساعت 9:11 | لینک  | 

اقبال عزيزم

کاش تو آن درخت سبزی بودی که با گشودن پنجره و ديدن تو دلشاد می شدم...اما نه در پاييز و زمستان درختان سبز نيستند. پس شايد تو را از ياد ببرم.

  

کاش تو آن آسمان آبی بودی که با ديدن تو به آرامش ميرسيدم...اما نه آسمان گاهی ابری و دلگير است.پس نمی خواهم تو را دلگير ببينم.

  

کاش تو آن خورشيد بودی که با نور خود به روحم گرما و روشنايی می بخشيدی...اما نه کاش تو آن گل ياس سفيدی بودی که با بوييدنش لبخند بر لبانم می نشست...اما نه گل ياس روزی پرپر می شود و تنها عطرش باقی می ماند.

 

پس بگذار آخرين آرزوهايم را برايت بگويم کاش تو همان اتاق فيروزه ای من بودی که هميشه در کنارت باشم و هميشه در تو محبوس باشم - آنگاه هرگز تو را فراموش نخواهم کرد و هميشه عطر گل ياس سفيد تو در اتاقم خواهد پيچيد.

دوستت داررررررررررررررررررررم دوستت داررررررررررررررررررررررررم

نوشته شده توسط  در ساعت 7:48 | لینک  | 

To_The_Rose_Of_My_Heart...

تو رفتی

تو رفتی و دو چشمانم به در ماند

                                                        سکوت سرد سايه تا سحر ماند

سکوتی تلخ و اندوه بار غمگين

                                                          لبانم تا سحر بی همسفر ماند

ز شادی های سبز با تو بودن

                                                        برايم شاخه ای بی برگ و بر ماند

تو رفتی و ندانستی که بی تو

                                                      خيالت تا ا بد در قلب سر ماند

                                                                                        

به شوق  تو 

همچو شبنم روی برگ در خت                                                              

باغچه خانمان

در روزی آرام

در آرزوی ديدنت      نشسته ام

چشمان با طراوتم 

با اشک ها ی دلتنگی ام          پاک             

 و بر چهره زيبای تو دوخته ام

پرنده زيبای من         ای ترانه زندگی

براستی با آن همه دلبستگی

با کدامين تاب و توان    

دل از تو بر کنم   

                    

 

آخرین درد

دوباره دلم

دوباره شب

دوباره سکوت

دوباره من ويک دنيا خاطره.دوباره تنها شده ام

دوباره دلم تنگ است،به اندازه غم يک گل پژمرده

به اندازه سوزوتب يک دشت باران نخورده

به اندازه اندوه يک مرغ قفسی،دلم...

دوباره صورتم نم اشک را حس کرد

دوباره باران را به انتظار نشسته ام

دوباره درد را به مدارا نشسته ام

دوباره دلشوره را به دل نهفته ام

دوباره می خواهم به سوی تو بيايم

دوباره دلم هوای تو را کرده

کاش می شدهميشه از توبنويسم

ولی هيچ کس...

يعنی تو نيستی ،اگر بودی چتری می شدی از جنس نوازش.

ای سايبان بی پناهم!

ولی حيف که ...

                                                            

ليلا آخه چقدر ديگه بايد به انتظار بشينم،تا روزی برسه

که من وتو دوباره کنارهم باشيم ،به قول تو کاش می شد فرار

کنيم بريم تنها فقط مال هم باشيم ، آخه کيه که جزتو حرفهای

منو بفهمه. دلم برات تنگه به اندازه دل يک گنجشک.

          

                                    اين غزل از دفترم مال تو

                                              ای تو تمنای محال دلم

                                                             دوستت دارم

                                                               ليلای عزيزم

I Love You

 

 

همیشه دوست دارم

 

 

کاش
کارت تبريک 

کاش بر ساحل رودی خاموش عطر مرموز گياهی بودم

چو بر انجا گذرت می افتاد به سرا پای تو لب می سودم

 

                          کاش چون نای شبان می خواندم به نوای دل ديوانه تو

                          خفته برهودج مواج نسيم می گذشتم ذه در خوانه تو

 

کاش چون پرتو خورشيد بهار سحر از پنجره می تابيدم

از پس پرده لرزان حرير رنگ چشمان تورا می ديدم

 

                         کاش در بزم فروزنده تو خنده جام شرابی بودم

                         کاش در نيمه شبی درد آلود مستی وسستی خوابی بودم

                                                                             

دوستت دارم ليلا جان با همه وجودم

بووووووووووووووووووووووس 

نوشته شده توسط  در ساعت 15:19 | لینک  | 

به نام عشق
 
نوشته شده توسط  در ساعت 14:32 | لینک  | 

نوشته شده توسط  در ساعت 14:11 | لینک  | 

 

در جاده های انتظار منتظر كسی هستم

 

شايد بيايد

  

با آمدنش   

 

پايان غمهايم ،

 

التيام دردهايم ،

 

روزهای خوش زندگيم فرا خواهد رسيد.

 

در لابلای اميد و ارزوهايم،

 

نام خوش زندگيم

 

فقط نام تو ميدرخشد.

فقط وفقط تو

                                      

 

ميگويمت دوستت دارم ، ميگوئی من هم!

ميگويمت ميخواهمت ، ميگوئی من هم!

نگاهت که ميکنم خالی ميشوم از دنيا...از خودم!

زمان گم ميشود در من...در ما...من هم!

لبهايت را که دارم چيزی نميخواهم

از خدا...چرا!  راستی...خدايا چرا زمان هيچگاه نمی ايستد؟

روبرويم که نشستی ميبينمت اما نيستتم...ميشنومت اما نيستم...هستم اما نيستم!

چقدر يک نفر ميتواند از نبودنش شاد باشد؟؟؟

برای لیلای عزیز

لیلای عزیزم هرچی بگم کم گفتم
 

Jaraghe Group

سلام

دیگه چیزی نمونده همدیگرو ببینیم

آخ خدا میگن اون مریض بوده چرا به من نگفتن چرا

خدایا هرچه زوتر خوبش کن

خیلی از کسانی که مییان اینجا میگن مرضیه کیه

مرضیه دوست منه .من و اون خیلی از هم دوریم به دوری خوزستان و خراسان

فقط خدا می دونه من چطور این سه ما رو تحمل کردم هم من وهم اون

 من و اون عاشق همدیگه ایم

وقتی کسی نیست که به دادت برسه ،پس داد نزن...سکوت کن...شاید از

سکوتت همه بفهمن که چقدر درد و رنج توی وجودت انباشته شده.

فریاد دردتو دوا نمیکنه...اما سکوت شاید نتونه دردتو از بین ببره...اما میتونه

خیلی راحت تو رو از این دنیای مسخره نجات بده.

 

برای  تو

 

نوشته شده توسط  در ساعت 9:13 | لینک  | 

زندگی را دوست دارم  نه در قفس

                  عشق را دوست دارم نه در هوس

                                              تو را دوست دارم تا آخرين نفس                                          

خدايا به هر آنگه دوست ميداري بياموز

كه عشق از زندگي كردن برتر است

و به هر آنكه دوست تر ميداري بچشان

كه دوست داشتن از عشق برتر است

اقبال جان اينو بدون كه هم عاشقتم و هم از ته دل دوست دارممممممممممممممممممم

نوشته شده توسط  در ساعت 8:33 | لینک  | 

چقدرخوب وروشن است نمای چشمهای تو

 

                         نمی رسد ستاره ای به پای چشمهای تو

 

به ماه خيره می شوم فقط و گريه می کنم

 

                         دلم که تنگ می شود برای چشمهای تو

 

و هی مرور می کنم نگاه اول تو را

 

                         اگر نمی رسد به من صدای چشمهای تو

 

تو تا که پلک می زنی به سجده می رود دلم

 

                         به پيشگاه اعظم خدای چشمهای تو

 

شبی خراب می شود حصارهای فاصله

 

                         و آب می شود دلم به پای چشمهای تو

                                       Heart Glasses

                                         I Love You

   بیا وگرنه در اين انتظار خواهم مرد

   در انتظار تو گل همچو خار خواهم مرد

   ز دوريت نه فقط صد و يا هزاران بار

   ز دوری رخ تو بيشمار خواهم مرد

   تو گفته ای که بيايی بهار اما من

   نرفته ام ز زمستان بهار خواهم مرد

   کنار پنجره جای دو چشم منتظرم

   کنار پنجره پر غبار خواهم مرد

   از اين ديار به شهری غريب خواهم رفت

   و در ديار دگر بی مزار خواهم مرد  

                                                         

من از آن ابتدای آشنايی               

                                   جادوی موج چشمهايت

تو رفتی مثل باران و من                

                                    تکان دادم دستی برايت

تو يادت نيست آنجا اولش بود        

                                      که با هم دست داديم

همان لحظه سپردم هستی ام را  

                                     به شهر بيقرار دستهايت               Heart Glasses                                                     Heart Glasses 

 

Love = heart accident

سلام اما کمی حالم خراب است

                                     ببين حتی خطوط نامه ام پر اضطراب است

مپرس از حال و روزم ، خسته روح و بيقرارم

                                     کويری دور و تنهايم که دستم دور از آب است 

خودم را لابه لای عابران گم کرده ام باز

                                      در اين شهری که هر کس چهره اش پشت نقاب است

به کی بفهمانم که دلتنگم برايت

                                     در اينجا زندگی بی تو سراپايش عذاب است

کدامين جاده آخر سر به پايت ميگذارد

                                     پس از عمری ، هنوز آيا سوالم بی جواب است؟

                      

باز دگرگون شده حال دلم 
                    تازه شده باز ملال دلم
باز دل و پرسش و سال شمار     
                    آه از اين سال و شمار دلم
خسته ام از اين همه دلواپسی
                    اين همه اوهام و خيال دلم
آه کجايي که بگويي که کي
                    مي رسد اين روز وصال دلم
با تو تمناي دل عاشقم
                    بي تو محال است کمال دلم 
با تو من آزاد و رهايم ولي  
                    مي شکند بي تو دو بال دلم

Blank

:::www.taranehha.ws:::

هميشه فکر می کنم

            که آفريده اين خدا

                             تموم عشق عالم ،برای عشق ما دو تا

                

 

                 من 

                        در آيينه چشمان تو آنچه را ديدم

                                عين عشق بود و اميد

                       تو مرا تا گستره ي بي پايان عشق 

                             ميبردي وسيرابم مي كردي 

                             

 

   برای ليلاعزيزم(قلبم)          

ليلا جان اين بهترين و زيباترين و بزرگترين هديه ای بود که در تمام

عمرم گرفتم .

ليلا جان درسته که من و تو فقط دور ازهمديگه ايم

ولی اين رو بدون که من وتو تا آخرين ثانيه های عمرمون در کنار هم

هستيم.

گلم اين رو بدون که تو در تمام لحظه های عمرم حتی وقتی که من در 

 اين دنيا نباشم بازم تو در قلبم، بزار بهتر بگم در وجودم خواهی ماند.

نازنينم من  بلد نيستم مثل تو  قشنگ بنويسم  اما می خوام  تمام

احساسم رو نسبت به تو با اين یک بيت شعر بيان کنم:

هرگزسربرندارم من ازاين خمارمستی

                    که هنوزمن نبودم که تودر دلم نشستی

ليلای بهترينم دوست دارم و نفسم به نفست بسته است    

                به اندازه تمام ثانيه های عمرم دوستت دارم

                               اقبال تو                  

                                                     

نوشته شده توسط  در ساعت 13:9 | لینک  | 

ای دریا آبی صاف دلت مال من است
نوشته شده توسط  در ساعت 9:2 | لینک  | 

 

 

 

 

Phone kisses

 

 

                 چقدر ساده  و زيباست  آرميدن  تو  

                                               و کودکانه  به  دنبال من دويدن  تو

                   عجيب نيست اگربرصليب عيسی هم

                                               دوباره زنده شود از دمی دميدن تو

                   شراب من! کسی انگار  گفت  بنشينم 

                                               به انتظار چهل روز تا  رسيدن  تو

                   برای من که به خوابی عميق محتاجم 

                                             شبيه آب ضروريست سر کشيدن تو

                   گه  بند ،بند تنم را به  لرزه در آورد

                                             درست  مثل  نسيم  سحر وزيدن  تو 

                   تو سيب وسوسه انگيز سرخ ممنوعی

                                        رسيده ای و رسيده است فصل چيدن تو 

    ليلا نازنينم با تمام وجود دوستت دارم

       

Love is beautiful!

 

نوشته شده توسط  در ساعت 13:38 | لینک  | 

عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن ، عشق همواره با

  شک آلوده است و دوست داشتن سراپا يقين است و شک ناپذير .

  از عشق هرچه بيشتر مينوشيم ، سيراب تر می شويم واز دوست

 داشتن هرچه بيشتر ، تشنه تر.عشق غذا خوردن يک حريص گرسنه

 است و دوست داشتن همزبانی در سرزمين بيگانه يافتن است .

 

 - چرا گرفته دلت ، مثل آنکه تنهایی .

 - چقدر هم تنها !

 - خيال می کنم

دچار آن  رگ پنهان رنگها هستی .

- دچار يعنی

 عاشق

و فکر کن که چه تنهاست

اگر که ماهی کوچک ، دچار آبی دريای بيکران باشد .

- چه فکر نازک غمناکی !

- و غم تبسم پوشيده نگاه گياه است .

و غم اشاره محوی به رد وحدت اشياست

- خوشا به حال گياهان که عاشق نورند

و دست منبسط نور روی شانه آنهاست .

 

 

آری آری زندگی زيباست

زندگی آتشگهی ديرنده پابرجاست

گربيفروزيش رقص شعله اش درهرکران پيداست

ورنه خاموش است وخاموشی گناه ماست

 

آنچه قلم می نويسد چون سراب است

آن چه عقل می پندارد چون حباب است

آن چه قلب احساس می کند لايزال است

 

ای آنکه بجز تو هوايی بسرم نيست

کسی در نظرم نيست                             

جز ياد عزيزت

کسی همسفرم نيست

مرا يار دگر نيست

عطر تو و احساس تو را کسی نفهميد

دلت از همه رنجيد

من مثل تو از دست همه رنج کشيدم

جز غصه نديدم

ای تو همدم                          

ای تو همدل

عاشقم من

عاشق تو

ای تو تنها خوب دنيا

با تو دارم گفتنی ها

ای وفادار، نازنين يار

ای نشسته بر دلت خار

عاشقم من

عاشق تو

با تو دارم گفتنی ها

                   Love Is In The Air...

 

دوباره شب                  Heart Glasses
دوباره سکوت
دوباره تنهايی
دوباره من و يک دنيا خاطره , دوباره تنها شده ام , دوباره دلم تنگ است , به اندازه غم يک گل پژمرده , به اندازه
سوز و تب يک دشت باران نخورده , به اندازه اندوه يک مرغ قفسی
دوباره صورتم نم اشک را حس کرد
دوباره باران را به انتظار نشسته ام
دوباره درد را به مدارا نشسته ام
دوباره دلشوره را به دل نهفته ام
دوباره می خواهم به سوی تو بيايم
دوباره دلم هوای تو را کرده 

دوباره دلم هوات رو کرده....

اینجا ميان زنگ تکرار دقايق 
                                      من مانده ام با خاطرات ماندگار تو
از حال من چه بی خبر ماندی که چون ابر 
                                      هر روز می گريم به سوگ انتظار تو
در خواب ديدم آمدی ، چشم و دلم روشن 
                                      من هم نشستم ساعتی را در کنار تو
اکنون که بيدارم نشانی از تو ديگر نيست 
                                      جز دست خطی روبه رویم يادگار تو
روزی هزاران بار بوسيدم نشانت را  
                                       روزی هزاران با گشتم بی قرار تو
هر جا بخواهی می روم دستم به دامانت 
                                    هر چه بگويی می شوم من جان نثار تو جز ياد تو که همدم شبهای دلتنگی است 
                                     هر چيز می خواهی ببر در اختيار تو

 

 

 

دلم برای چشمات تنگ ميشه

وقتی که چشمامو می بندم و به عمق چشمای تو خيره ميشم ...

هنوزم منتظرم ......

 

دلم برات تنگ شده جونم

              می خوام ببينمت نمی تونم

بين ما ديوارهای سنگی

             فاصله يک عمر می دونم

بغض ترانه رو شکستم

            می خوام بگم عاشقت هستم

تو حين ناباوری يک روز

           خالی گذاشتی هر دو دستم

تو بودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه من

تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهای بسته من  

دلم خيلی برات تنگ شده .....

                               my heart beats for you

                           خيلی دوستت دارم ليلای مهربونم   

 

نوشته شده توسط  در ساعت 13:31 | لینک  | 

 

نوشته شده توسط  در ساعت 12:23 | لینک  | 

نوشته شده توسط  در ساعت 8:53 | لینک  | 

عشق تو در وجود من هديه ی  جاودانه است

 

                                   برای زنده بودن قشنگترين  بهانست

 

                               دوست داشتن تو مثل عطر خوش بهاره

 

                                    با تو نفس کشيدن پايان انتظاره

نوشته شده توسط  در ساعت 8:42 | لینک  | 

نوشته شده توسط  در ساعت 8:36 | لینک  | 

نوشته شده توسط  در ساعت 9:29 | لینک  | 

نوشته شده توسط  در ساعت 14:35 | لینک  | 

 گفتی برايم ستاره بچين...چيدم ..همه ستاره های آسمان شب را..همه
 چراغهای آسمان دل  را...تنها يک ستاره ماند .. از من نخواه تو تک ستاره
 قلبم را بچينم ..تو که نمي خواهی خاموش شوم و در سياهی فرو روم ؟

 

 زان لحظه كه ديده بر رخت واكردم
 دل دادم و شعر عشق انشا كردم
 ني ني غلطم كجا سرودم شعري
 تو شعر سرودي و من امضا كردم
 خوب يا بد تو مرا ساخته اي
 تو مرا صيقلي كرده و پرداخته اي

من برای تو مينويسم



من برای تو مينويسم...

برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...

برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست...

برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...

برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...

برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...

برای تويی كه وجودم بی ارزشم را محو وجود نازنين خود كردی...

برای تويی كه هر لحضه دوری ات برايم مثل يك قرن است....

برای تويی كه ســـكـــوتــــت سخت ترين شكنجه من است....

برای تويی كه قــــــــــــلــــــــــــــبـــــــــت پـــــــــــــاك است...

برای تويی كه در عشق، قـــــــــــلــــــبــــــــت چه بی باك است...

برای تويی كه عـــــــــــشـــــــــــــقــــــــــــــــت معنای بودنم بود...

برای تويی كه غـــــــــــــــمـــــــــــــــهـــــــایــت معنای سوختنم بود...

نوشته شده توسط  در ساعت 12:52 | لینک  | 

نوشته شده توسط  در ساعت 9:44 | لینک  | 

عاشقانه ها

cheshm e vageyi

 

يه چشم هميشه بايد توش اشک باشه ، وگرنه ميسوزه


يه دل هميشه بايد توش غم باشه ، وگرنه می شکنه

 

يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسير ميشه


يه قناری بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت ميشه

 


يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه


يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچ کس نمی چسبه


يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد ميشه


يه ديوار بايد به يه تير تکيه کنه وگرنه ميريزه

http://asheghpishe.blogfa.com

يه دفتر نقاشی بايد خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقی نداره


يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سردرگمه

يه چشم اشک آلود ، يه دل غم آلود ، يه کبوتر عاشق ، يه قناری خوش آواز ، يه لب خندون ، يه

صورت شاد ، يه جاده با انتها ، يه دفتر نقاشی ، يه قلب پاک، يه ديوار استوار ، فقط يه جا معنی

داره ، جائی که چشمای اشک آلودت رو من پاک کنم ، دل غم آلودت رو من شاد کنم ، جفت

 کبوتر عاشقی مثل من باشی ، شنونده آواز قشنگت من باشم ، لبای کوچيکت رو من خندون کنم ،

نقاش دفتر خاطرات من باشم ، پاکی قلبت رو با سلامت عشقم معنی کنم ، و فقط از اينکه به من

تکيه می کنی احساس مسئوليتم بيشتر ميشه

 


اقبال عزيزم اين وبدون كه خيلي دوست دارم.

نوشته شده توسط  در ساعت 9:30 | لینک  | 

نوشته شده توسط  در ساعت 8:42 | لینک  | 

CouplesCouplesCouplesCouples

بگذار تا همگان بدانند  دوستت دارم

واهمه ای نيست مرا

خجلتی نيز نمی باشد.

بگذار تا کهکشان بدانند  دوستت دارم

و بدانند که نور آنها عاريتی ست٬

عاريه ای از سوختن بی انتهای دل من.

بگذاراقيانوس ها بدانند دوستت دارم

و بدانند که آب شور حجمشان ،

ثمره ی اشک دلتنگی های من است.

بگذار آسمان بداند دوستت دارم

و بداند که آبی آسمان رنگ عشق من است،

و اين گونه به رنگ عاريتی خويش مغرور نباشد

بگذار جويباران بدانند زمزمه ی شيرينشان ،

آواز همه روزه ی من است که می خوانم:

                                                     دوستت دارم

 بگذار جهانيان بدانند:

همه چيز از من و از عشق من سر چشمه ميگيرد.

آبی آسمان٬ وسعت دريا ها،زلال رودخانه ها

لطافت رنگين کمان،شکوه باران،آرزوی پرواز و شيرينی وصال

همه و همه.................

بگذار فرياد بر آورم:

 اقبال جونم دوستت دارم،دوستت دارم،دوستت دارم.

نوشته شده توسط  در ساعت 13:38 | لینک  | 

 Beating Heart  Blow Kiss ......  دوستت دارم  ......  Blow Kiss  Beating Heart 

 Beating Heart  Blow Kiss ......  دوستت دارم  ......  Blow Kiss  Beating Heart 

 Beating Heart  Blow Kiss ......  دوستت دارم  ......  Blow Kiss  Beating Heart 




نوشته شده توسط  در ساعت 13:30 | لینک  | 

محبوب من؛
به نزد من آی! تا بين بلنديها قدم زنيم. برفها آب شده اند. زندگی از خوابگاهش برخاسته و به دره ها و سراشيب ها جريان يافته، با من روان شو تا ردپاهای بهار را در سبزه زارهای دور دست بجوييم!
 
     
 
قبل تر ارتفاع فقط برايم ترس افتادن را به همراه داشت؛ بعدها فهميدم که از هر ارتفاعی به طرز وحشتناکی ميترسم...
ولی ببين امروز چطور بدون ترس اوج گرفتم و بالا رفتم! ببين چقدر خوشحالم! ببين چقدر شاد و سرخوش ترس را کنار گذشاتم و به پرواز در آمده ام!
من امروز شجاعانه روی نوک قله ايستادم. ميدانی که! تنها در کنار تو بودن برايم کافی ست. ميدانی که! با تو تا آخر دنيا هم مي‌آيم؛ هرکجا که باشد! کوله بار سفرم را هم بسته ام... ای عزيزترين! می آيی همسفرم شوی؟

     

 
ما آن قدر غربت زده ايم که وقت خداحافظی گريه ميکنيم؛
ما هم مثل شاپرکها گاهی هوايی ميشويم و تصميم ميگيرم تا بی نهايت برويم؛
ما آنقدر ساده ايم که همديگر را باور ميکنيم؛
ما آن قدر بيگناهيم که لحظه های شيشه ای پنجره را تا آغوش طی ميکنيم؛
انتهای کلاممان بذر روييدن ميکاريم و ما آن قدر باوفاييم که بلد نيستيم از هم جدا شويم... 

دوستت دارم... با همه وجود...
 
نوشته شده توسط  در ساعت 13:8 | لینک  | 

 



 


 

تو برايم گرمايي گرمتر از صداقت داری


 

                        - و تو برايم عشقي


 

تو گرم و زيبا و فريبنده هستي


 

                         و تو شهد ماندگاري را


 

      - در وجودت جاودانه داري


 

تو غروري


 

           - غروري خالصانه تر از تواضع 


 


 

 و من امروز برايت دلتنگم


 

     و من امروز برايت مشتاقم


 

     و تو امروز برايم آرزو هستي


 

- دلتنگم


 

   دلم براي ديدنت پر مي كشد


 

   و نگاهم فقط تو را مي جويد


 

من امروز:


 

همه جا بوي تو را مي جويم   


 

- و من امروز برايت دلتنگم


 

عاشقت: اقبال

 

 

 

 

تقديم به تو ليلا جان که بهترينی

چي ميشد گر دل اشفته ي من به شهر چشماي تو عادت نميكرد
پرستوي نگاهت ناگهان از دل اشفته من هجرت نميكرد
چه ميشد اولين روزه جدايي برايم تا قيامت شب نميشد
وجود پاك و سرشار از اميدم گرفتار سكوت شب نميشد
چه ميشد ميتوانستم برايت غزل هاي بگويم عاشقانه
و يا در اخريم مصرع شعرم بگيرم از وجودت يك نشانه
چه ميشد زير باران نگاهت , گل نيلوفري را ديده بودم
و يا از باغ همسايه شبانه گل مريم برايت چيده بودم
چي ميشد زير سقف نيلي شب كنارم عاشقانه مينشستي
نميگفتي
مسافر هستي
امشب تو بغض خسته ام را ميشكستي
 

 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستتدارم

دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم

نوشته شده توسط  در ساعت 12:31 | لینک  | 

210rf.jpg
نوشته شده توسط  در ساعت 8:42 | لینک  | 

نوشته شده توسط  در ساعت 8:33 | لینک  | 

شعر و يه عالمه عشق

 

گل مريم

گل نيلوفر

گل ياس

گل شبنم

گل اقاقيا

گل سرخ

گل نرگس

يه سبد گل

يه بغل عشق

يه خونه پر از محبت

سوزان و پر حرارت

لبريز از تراوت

سرشار از مودت

نقشينه نگاهت

شاد و خندان و بهاری

...

تقديم به تو گل عشقم

نوشته شده توسط  در ساعت 8:23 | لینک  | 

عشق

تـو را دوسـت دارم

 

 

نمي توانم عهـد كنـم كه

تغـيير نخـواهم كـرد

نمي توانم عـهد كنـم كه

خلقيات متفاوت نخـواهم داشت

 

 

نمي توانم عـهد كنـم كه

گاهي احساسات تو را جريحه دار نخـواهم كرد

 

نمي توانم عـهد كنـم كه

آشفته نخـواهم شـد

نمي توانم عـهد كنـم كه

هـمواره قـوي خـواهم بود

نمي توانم عـهد كنـم كه

قصـوري نخـواهم كرد

 

اما

 

 

مي توانم عـهد كنـم كه

هـمواره پشـتيبان تو خواهم بود

مي توانم عـهد كنـم كه

افكـار و احـساساتم را

با تو سهيم خـواهم شد

مي توانم عـهد كنـم كه

تو را آزاد خـواهم گـذارد تا خودت باشـي

 

 

مي توانم عـهد كنـم كه

هـركاري بكنـي دركت خواهم كـرد

 

 

مي توانم عـهد كنـم كه

باتو كاملا صـادق خواهـم بود

 

مي توانم عـهد كنـم كه

با تو خواهـم گريسـت و خواهـم خنـديد

 

مي توانم عـهد كنـم كه

كمكت خواهـم كـرد به هـدف هايت برسي

 

اما

بيش از هـمه

مي توانم عـهد كنـم كه

دوسـتت خـواهم داشـت .

 

نوشته شده توسط  در ساعت 8:16 | لینک  | 

ليلای نازنينم خيلی خيلی دوستت دارم و عاشقانه لبای لطيفتو ميبوسم و بدان که آرامش بخش دل شيدای منی
نوشته شده توسط  در ساعت 11:6 | لینک  | 

نوشته شده توسط  در ساعت 10:37 | لینک  | 

 

عشق عشق می آفریند

عشق زندگی می بخشد

زندگی رنج به همراه دارد

رنج دلشوره می آفریند

دلشوره جرات می بخشد

جرات اعتماد به همراه دارد

اعتماد امید می افریند

امید زندگی می بخشد

زندگی عشق می آفریند

عشق عشق می آفریند

 

نوشته شده توسط  در ساعت 9:57 | لینک  | 

نوشته شده توسط  در ساعت 9:54 | لینک  |